سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط شورای عالی همبستگی تاجیکان
اخبار
نمایش از 31 خرداد 1394
پرینت


نامۀ هیئت رهبری شورای عالی همبستگی تاجیکان افغانستان
قابل توجه ریاست جمهوری دولت اسلامی افغانستان
شنبه، 30 جوزا 1394

 

از آنجایی که بر همه گان معلوم است، تاریخ کشور ما پر از استبداد، ریا و دغلبازی های مضاعفی است که نمی توان بدون فهم جامعه شناختی و هوشمندانه، تاریخ گذشته را به خوانش گرفت و تحلیل و تبیین کرد. از بدو تاسیس افغانستان، حاکمیت و مشروعیت حاکمان برپایه سنت و تفکر عشیره ای بوده، هرازگاهی که حاکمی و یا زمامداری بر مسند قدرت تکیه می زد؛ شرط بودن و حاکمیت اش مرجع قوم و قبیله و عشیره است، که می توان از بنیادگذاری حکومت احمد شاه ابدالی و تا حاکمیت های نیمه دموکراسی امروزه نام برد که همه و همه، برپایه سنت و باورهای عشیره ای و ذهن قبیله ای پایه ریزی شده اند و این حاکمان برای این که مرجع مشروعیت دهی را اقناع کنند پیوسته دست به تجاوز، غارت و استبداد مضاعف علیه دیگری و مردمان دیگری زده اند؛ تا مرجع مشروعیت کماکان اقناع شود. مگر تجاوز و لشکر کشی احمدشاه ابدالی به هندوستان از سر چه بود؛ هر انسان عاقل و خردمند می داند که احمد شاه ابدالی، هدف از تاراج و غارت سرمایه هنگفت هندوستان دلیل اش این نبود که کشور را به رفاه و شکوه مندی برساند، بل این بود که قبایل را به وسیله رشوه و پول های هنگفت اقناع بساز تا علیه حاکمیت اش شورش نکنند. این است سنت حاکمیت ها و مرجع مشروعیت دهی در کشور ما!! که امروزه دولت وظیفه اش را در قبال چنین حاکمانی اداء کرده است و همه ای این حاکمان از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند به جز امیر حبیب الله خان کلکانی.
بگذریم از این ها، که حاکمیت ها برپایه چه مرجعه ای مشروعیت خود را تعریف می کردند؛ و می دانیم که حاکمان و تفکر عشیره ای در کشور؛ حاکمیت را از آن قبیله و عشیره ای خود می دانست و کسی را اجازه ورود به این مرجع نمی دادند و پیوسته بر این تاکید داشتند که حاکمیت باید از آن قوم و قبیله ای ما باشد و این قوم و قبیله ای ما هستند که می توانند حکم بر امر بکنند و دیگران فرمان بردار و مامورین در و دربار ما باشند. این ذهنیت به حدی در ما تلقین شده که امروزه هم بسیاری از رهبران غیر پشتون بر همین امر پا می فشارند که بایست کسی را به مسند قدرت کشاند که ریشه و رگه ای پشتونی در آن نمایان باشد. همین مصادره به امر است که ما را شهروندان درجه اول و درجه دوم و سوم و... بخش بندی کرده است و هیچ کسی نمی تواند ادعای شهروند مدنی را در افغانستان مطرح کند. اما، چی کسی در آن فضای خفقان و کشنده سر کشید و به مرجع مشروعیت حاکمان نقطه پایان گذاشت؟ چی کسی ادعا کرد که ما هم می توانیم حکم بر امری بکنیم و مرجع مشروعیت سنتی و عشیره ای را فرو بریزیم؟ همه می دانند او کسی نبود جز، امیرحبیب الله خان کلکانی؛ اصیل زاده کابلی بود که با درایت تمام و هوشمندی و توانمندی وجودی اش، معادله قدرت را به یک باره گی تغییر می دهد و ذهنیت حاکم بر جامعه را سر نگون می سازد و مرجع مشروعیت را از پشتونوالی به مرجع مذهب و اجماع توده ها بر می گرداند و برای پایه ریزی این فرایند دست به یک سری کارهای می زند. اما با دریغ، حلقات و دستگاه های حاکم در فضا و باورها سخت و سفت عشیره ای و هجوم استعمارگران انگلیسی و... دست به دست هم می دهند و علیه حاکمیت امیر حبیب الله خان کلکانی بغاوت کرده و این ساختار را واژگون می سازند و در یک معامله ننگین که تاریخ گواه برآن است امیر حبیب الله کلکانی و یاران با وفایش را به چوبه دار می بندند. و این سیاست شوم و شوونیستی همیشه علیه مردمان غیر پشتون بوده و امروزه هم ادامه دارد و بر همان امر، حاکمان امروزی راه می روند. بنابراین، برما است که گذشته گان و جانباخته گان خویش را به نیکویی و شکوهمندی تمام یاد کنیم و از آن ها تجلیل نماییم. این وظیفه دولت و مردمان سر زمین ما است که از گذشته گان خود به خوبی یاد و گرامی داشت کنند. براین اساس وظیفه انسانی و اخلاقی خود می دانیم که برای پاسداری و زنده داری خاطرات آن مرد بزرگ، مقبره و یادگار آن را دوباره احیا و بازسازی کنیم، تا این هویت، در ذهن شهروندان کشور زنده و جاوید گردد. برهمین اصل بود که شورای عالی همبستگی تاجیکان افغانستان در 15ام عقرب سال 1393 خورشیدی در نخستین همایش خود طی قطعه نامۀ از دولت افغانستان خواست تا خاک توده امیر حبیب الله کلکانی را باز یابی و شناسی نموده و آن را در یکی از تپه های شهر کابل به خاک سپارد، که متاسفانه تا هنوز پاسخ مناسبی از جانب حکومت دریافت نشده است، و پیوسته از اقدام چنین کاری حکومت و زمامداران سر باز زده و چشم پوشی کرده اند.
بنابراین، حالا که در آمد آمد هشتاد و ششمین سال شهادت ابر مرد تاریخ، امیر حبیب الله کلکانی قرار داریم؛ هیئت رهبری شورای عالی همبستگی تاجیکان افغانستان، برای بار دوم از دولت جمهوری اسلامی افغانستان به صورت جدی می خواهد که کمیسیونی را موظف کرده و برای بازیابی خاک توده آن بزرگ زاده، و گردآوری و باز شناسی اقدام کند و طی فرمانی رسمی نصب و جابجای تصاویر آن بزرگ مرد تاریخ را در کنار سایر شخصیت های ملی و سیاسی کشور در تالارها و محلات رسمی صادر و منظور نماید. در غیر آن شورای عالی همبستگی تاجیکان افغانستان، طی فراخوانی از همه ای شهروندان کشور می خواهد که دست به کار شوند و آن هویت فراموش شده را شناسایی و باز یابی نموده و آن خاک توده ای ابر مرد تاریخ را در یکی از تپه های شهر کابل، به خاک سپرده و مقبره آن را ایجاد و پایه گذاری کنند.

و من الله توفیق
شورای عالی همبستگی تاجیکان افغانستان

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید