بخشی
از یک نامه ی من
در باب
نگاه ما و شهید عبدالمجیدکلکانی
درویش دریادلی
پیش گفتار :
مدتی است با دوست بسیار
عزیزی ، یکی از جوانان بسیار با احساس و جوینده
و روشن نگاه تاجیک همدیارم ،
گفتگویی را از طریق پیام رسان برقی ( ایمیل
) به پیش می برم . شاید
روزی این گفتگوی دراز به صورت کامل در دسترس خواننده گان عزیز
قرار داده شود ، اما به علت موجودیت برخی نکاتی ــــ از نظر من مهم ــــ در این نامه ام ، خواستم بخشی از
آن را اکنون به نشر بسپارم تا شما عزیزان هم بخوانید .
چند باری است که نگاه من
پیرامون زنده گی و مبارزات
بزرگمردان تاجیک هر یک شهید عبدالمجید کلکانی
، شهید مولانا بحرالدین باعث و شهید احمد شاه مسعود ( که رحمت
خدا بر همه ی شان باد ) مورد پرسش
قرار گرفته است که گویی من با ستایش و تایید همسان
آن سه شخصیت بزرگوار به جمع میکانیکی
اضداد کوشیده ام ، در حالیکه گرد هم آوردن آن سه شخصیت ، به ویژه همردیف پنداشتن شهید مسعود با دو شخصیت دیگر و به اصطلاح آشتی دادن آنها در ذهنیت
ها ، با زنده گی و اندیشه های
آنها در واقع سازگاری ندارد و کوششی است بیهوده برای
ناممکن را ممکن ساختن . چون در یک
بخش خاص نامه ام اندکی به این
مساله پرداخته ام ، اینک آنرا برای
شما نقل می کنم :
دوست عزیز
،
ما که از
قهرمان عبدالمجید کلکانی با افتخار یاد می کنیم ، این
را میدانیم که آن قهرمان بی بدیل ، آن اسطوره و افسانه و شعر جاودانه تاریخ
ما ، اندیشه های فرا قومی و اوغانستان شمول و جهانی داشت
و هرگز در محدوده ی یک قوم نمی گنجید . این را میدانیم
که مجید قهرمان نماد تمامی آرمان های پاک و بزرگ و زیبای
همه مردمان ستم دیده و محروم و مظلوم اوغانستان بود . میدانیم
که آن مرد بزرگ و افتخار آفرین ، مانند آیینه ی بود که هر
انسان آزادی خواه ، چه تاجیک ، چه هزاره ، چه اوزبیک ، چه پشتون
، هر کس و از هر قوم ، چهره ی پاکیزه ی آرمان ها و آرزو های
بزرگ خویش را در او می دید
. او مجید بود ، مردی که نه پیش از او کسی مانندش بود ،
نه بعد از او کسی مثلش پیدا خواهد شد . مجید قهرمان ، مرد آن
دوران ، با آن شخصیت ، با آن قدرت ، با آن هیبت و عظمتی که داشت
، در آن برهه ی تاریخ ، موفق ترین شخصیت سیاسی
و انقلابی کشور ما بود که کار آ ترین
و مناسب ترین طرح ها را برای نجات همگانی مردم از بدبختی و رهنمون شدن شان به رستگاری و بهروزی
ارائه داد . مجید کلکانی چون شمعی بود که هزاران پروانه ی
عاشق از تمام گوشه های اوغانستان ، از هر قوم و تبار ، به دور روشنایی خیره کننده اش می چرخیدند و در راهش حاضر به هر
گونه قربانی بودند . دریغا که آن فرزانه ی بیدار دل ِ هوشیار
، آن جوانمرد عیار ، آن رهبر نامدار
، بسیار زود و بسیار بی موقع بدست وطنفروشان پست فطرت به شهادت
رسید ، ورنه با اطمینان میتوان
گفت که اگر زنده می بود سیر
حوادث به آن گونه ای که دیدیم ، نمی بود و روشنفکر انقلابی - مستقل ملی اوغانستان
به بن بست های مطلق و فاجعه
های مطلق و تاریکی های مطلق نمی رسید.
این را
هم با قاطعیت میگوییم که طرح ها و دیدگاه های
شهید مجید کلکانی را بدان سان که ما می شناسیم و می
شناسانیم ، کمتر کسانی – به شمول بــــرخـــی از آنانی
که خود را تیکه دار نام مجید میدانند - نمی شناسند و نمی توانند به دیگران
بشناسانند. اما نمی خواهیم مانند برخی کسانی دیگری که مهمل بافی ها و سنگواره های
ذهنی خود را به نام اندیشه های مجید کلکانی جا
می زنند ، چنین بنمایانیم
که همین حرفهای را که ما امروز می زنیم ، عین همان
حرفهای است که مجید کلکانی در آن زمان میگفت . ما برای
درست جلوه دادن و پشتوانه دادن به اندیشه
های امروزی خویش نمیگوییم که آن شهید
قهرمان هم همین افکار ما را داشت . ما صادقانه میگوییم
که طرح های مجید شهید ،
قوم محور نبودند ، فرا قومی بودند . اما طرح ما ، تفکر امروزی ما ،
قوم محور است ، تاجیک محور است ، ما میخواهیم تمام نیرو و
انرژی خویش را برای سر و سامان دهی به امور مردم تاجیک
و برای سازماندهی و نیرومند
سازی تاجیکان صرف کنیم . ما بدون اینکه از کس پنهان
کنیم به صراحت می گوییم که در مرحله کنونی و در گام نخست ما خاص
برای برآوردن حقوق و خواست های قوم و مردم مان که تاجیک ها
استند مبارزه می کنیم . تا
زمانیکه ما تاجیکان خودمان را متحد و منظم و نیرومند نساخته
ایم کاری برای هیچ قوم و ملیت دیگر انجام
داده نمی توانیم . ما نمیخواهم که مزدوری ، غلامی ،
بکس برداری و پای دویی باداران خوب یا بد پشتون را کنیم . اعصای دست حاکمان ، رهبران و در همه جا
بالا نشستگان پشتون شدن غیر از فلاکت و بدبختی دیگر هیچ
ارمغانی برای ما نداشته است . ما یک قوم و ملیت بزرگ
استیم ، باید نه با کتمان
هویت و موجودیت خود ، بلکه با اعلام هویت و موجودیت مستقل
قومی خویش با دیگران وارد گفتگو و همکاری و همزیستی ملی و
سیاسی شویم . حقیقت این است که در اوغانستان هر قوم
و ملیت دیگر با هویت مشخص خود در صحنه سیاسی ظاهر
می شود ، هر قوم دیگر به فکر بدست آوردن منافع و خواست های
قومی خویش اند ، تنها تاجیکان استند که به مساله قومیت و
هویت قومی پشت پا می
زنند و از آن به بهانه های گوناگون می گریزند و سالهای بسیار است که به شعار های کذایی و
میان تهی دلخوش کرده اند و با
وصف بزرگی و امکانات بیکران انسانی ، فکری ، فرهنگی
و اقتصادی و چه های دیگر از همه حقوق انسانی و اجتماعی و
سیاسی محروم مانده اند . بیداری
ملی تاجیکان ، اتحاد
همگانی تاجیکان ، سازماندهی و استواری و نیرومند
سازی تاجیکان از هر نگاه ، هدف و مقصد اصلی و اولی و
اساسی ما در مرحله کنونی می باشد . اتحاد با اقوام تحت ستم
دیگر، برای مبارزه مشترک علیه ظالمان و زورگویان و وحشت
افگنان اوغان ( پشتون ) ،
یکی از خواست های مهم دیگر ما می باشد. ما واضیح
میگوییم که از طریق سنگر ها و پایگاه های
نیرومند قومی به سوی ایجاد یک نظام عادلانه
سیاسی و اجتماعی
که اقلیت قومی پشتون
را بر جایش بنشاند و همه اقوام ساکن در سر زمین آریانا ــ خراسان ( که با خدعه و
خیانت نامش را اوغانستان نهاده اند ) بتوانند در صلح و صفا و عدالت در کنار
هم زنده گی کنند و بر سرنوشت و
مقدرات خویش خود شان حاکم باشند و دیگر کسی به نام " قوم
اکثریت " و به نام " مالکان اصلی اوغانستان " نتواند زبان و فرهنگ و هویت و مال و
زمین و ناموس شان را مورد تجاوز قرار دهد . ما میگوییم که اوغان ها ( پشتون ها ) نه اکثریت استند و
نه از آسمان وحی آورده اند که باید همیشه و در همه حال حاکم و بالا
دست باشند و دیگران همیشه غلامی شان را کنند . پشتون ها مثل همه
اقوام دیگر ، یک اقلیت قومی استند که از هر نگاه که فکر
شود و بسنجید نباید این
همه تک تازی و بلند پروازی نمایند و
خواهان بابایی و باداری و فرمانروایی بر
دیگران باشند . عدالت
ملی در ساختار های مشخص و عادلانه
حاکمیت دولتی ــ
اجتماعی باید برقرار گردد تا به حاکمیت غاصبانه و
ظالمانه و غیر مشروع یک قوم خاص پایان داده شود و کشور ما به
سوی بهروزی و ترقی برود. این چنین یک تفکر در سال های قبل به این صورتی که
ما مطرح می کنیم اصلا ازجانب
هیچ فرد و سازمان سیاسی
مطرح نمی شد . همین حالا که ما این اندیشه
را به میان کشیده ایم ، درک و هضم درست آن برای خیلی
از دوستان نزدیک به ما هم آسان نیست . به ویژه اینکه
ما منافع و سرنوشت آن قومی را به مثابه اصل و اساس و محور مبارزه ی خویش
قرار داده ایم که از نگاه تاریخی در اوغانستان در دو صد و پنجاه
سال گذشته همیشه نامش غایب
بوده است . هرکس و هر چیز که به هر
قوم نسبت داشته است ، دایم نام همان قوم در پهلویش ذکر می شده
است ، اما هیچ تاجیک و هیچ چیزی دیگری
که به تاجیکان نسبت داشته است در اوغانستان هرگز نام " تاجیک
" را در پهلویش یاد نکرده اند . از همین سبب است که
امروز تازه از غار های کوه برآمده گان و برخی بیخردان دیگر
، می آیند و همه مفاخر علمی ، ادبی ، فرهنگی و همه
اسطوره ها و دارایی های معنوی و دست آورد های تاریخی
مردم بزرگ و فرهنگ پرور تاجیک را به نام خویش ثبت می کنند و
چنان می نمایانند که تاجیکان
در تاریخ و در تمدن این گستره ی خاک هیچ نقش و اثری
نداشته اند . حتا وضع به گونه ای است که بسیاری از
روشنفکران تاجیک اوغانستان خود شان
هم یاد کردن هویت و نام تاجیک را در پهلوی نام خود و
سازمان ها و ساختار های دیگر یک کار عجیب و غریب می
پندارند . در حالیکه روشنفکران هیچ قوم دیگر در همچو وضع خود
ناباوری روانی و فکری
قرار ندارند . روشنفکران پشتون کم مانده
است که بگویند نعوذ باالله خدا هم
پشتون هست اما وقتی از زبان تاجیکان
اوغانستان کلمه تاجیک را بشنوند فشار خون شان به اوج میرسد ، بالای شان حمله ی قلبی می
آید ، چشمان شان سیاهی می کند ، کله چرخک می شوند ،
آسمان بر سر شان چپه می شود و با صدای لرزان از خشم میگویند که : خاموش باش تفرقه
انداز ، ضد انقلاب ، جاسوس ایران و
نوکر علی رحمان!
ما شهید
عبدالمجید کلکانی قهرمان را به عنوان یک انسان والا ، یک
چهره ی بسیار برازنده ی انقلابی ، یک قهرمان واقعی
مردمی ، یک همدیار غرور
آفرینی که نامش در هر فرد عدالت طلب
از هر قومی که باشد احساس
عزت و عظمت را زنده میسازد ، یک انسان جهان وطن ِ
عاشق ِ میهن اش ، یک
انسان فراتر از قالب های تنگ اندیشه های جزمی و باور های سنگواره ای ، یک
مبارز مردمی که شرایط عینی
کشور پسمانده و بسیار بدوی و عمیقا مذهبی خود را بهتر و علمی تر از هر روشنفکر دیگر
در اوغانستان درک کرده و شناخته بود ، یک انسان بی نهایت پاک و
با تمام صفات و خصایل پسندیده ایکه هرکس در یک رهبر واقعی
می جوید و می خواهد . روح بزرگش شاد که نقش نام گرامی اش
هرگز و هیچگاه از لوح ذهن مبارزان و حق طلبان و عدالت پسندان کشور ما زدوده
نخواهد شد .
با تمام این اوصافی که بیان
کردیم ، با وصف تفاوت هاییکه در نگرش ما و طرح های آن زمان شهید مجید
کلکانی وجود دارد ، کسی نمیتواند بر ما خرده گیرد که چرا
نام مجید کلکانی را میگیریم و از وی به نیکویی
یاد می کنیم . هرچند که شهید عبد المجید کلکانی یک شخصیت فرا قومی و دارای
اندیشه های بلند و جهانی بود که نه در طرح هایش ، نه در
افکارش و نه در سازمانی که بنیاد نهاد ، در هیچ کارش ، یک
قوم مشخص جایگاه ویژه نداشت و همه مردم بینوا و مظلوم را صرف نظر از قوم و سمت ، به یک نظر می
دید ، در همان حال یک تاجیک نیز بود که از محرومیت
و ستم دیده گی تاجیکان آگاهی کامل داشت و در بیداری ملی مردم تاجیک
و دیگر اقوام تحت ستم نقش مهمی را ایفا نمود .
از منظر
مبارزه ای انقلابی قومی
تاجیک محوریکه ما در پیش گرفته ایم ، افزون بر تجارب عام
مبارزاتی مردم تاجیک از گذشته های دور تا کنون ، در تمام منطقه
و سرزمین های تاریخی ما
و مبارزات سیاسی – فکری بزرگان تاجیک در دو صد و پنجاه
سال اخیر در اوغانستان ، سه فراز
تجربی مبارزات تاجیکان در پنجاه سال اخیر نهایت مهم می باشند : مبارزات
انقلابی و اندیشه های عدالت طلبی شهید قهرمان مجید
کلکانی و یارانش ، مبارزات
و افکار انقلابی و برابری
خواهی ملی شهید مولانا
بحرالدین باعث و همرزمان
جانبازش و مبارزات آزادیخواهانه و
تاریخی شهید احمد شاه مسعود
رهبر نامدار مردم تاجیک .
تاجیک
های اوغانستان نمی توانند
بدون آگاهی از تاریخ و سرگذشت تاریخی خویش در تمام منطقه ای
زیستی شان که امروز به چندین کشور تجزیه شده است ، بدون آگاهی از مبارزات مردم و بزرگان
خویش در چند سده ی گذشته در کشور های مختلف ، بدون آگاهی از
تجربه های مبارزات مردم تاجیک در اوغانستان و سر انجام بدون آگاهی
از مبارزات بزرگان و پیشکوتان تا جیک در صد سال و و به ویژه پنجاه سال پسین ، ره به
جایی ببرند.
در پنجاه سال
پسین ، بزرگترین و برجسته ترین چهره های مبارز تاجیک
که میتوان به مثابه پیشوایان برازنده ی مردم تاجیک اوغانستان از آنها یاد کرد ، سه نفر اند : شهید
عبدالمجید کلکانی ، شهید مولانا بحرالدین باعث ، شهید
احمد شاه مسعود . این سه قهرمان
جانباخته و ایثار گر ، اندیشه ها و دیدگاه ها و شیوه های
ناهمسان و در برخی زمینه ها نگرش های متضاد داشتند . آنها به جریان
های ناهمگون فکری و سیاسی بستگی داشتند و تجربه های
هر یک از آنها برای ما درس های گرانبهایی را به میراث
گذاشته است . آموختن از کار و پیکار آن سه پیشوای بزرگ مردم تاجیک
و همچنان شناختن دیدگاه های دیگر اندیشمندان بزرگ تاجیک
که نقشی در مبارزات سیاسی و اجتماعی داشته اند برای
ما بسیار مهم و راهگشا می باشد .
از روزن نگرش
انقلابی تاجیک محور ما ، ناهمگونی ها ، مخالف بودن ها ، تضاد
فکری و دشمنی های سیاسی که احتمالا و یا
واقعا در میان آن پیشگامان قهرمان تاجیک در زمان حیات شان
وجود داشته است ، نباید نقش تخریش آفرین در سرنوشت مبارزات
امروزی ما داشته باشد . این
روشن است که در گذشته اشتباهات و خرابی های زیاد صورت گرفته است . ایدئولوژی زده گی
، حزب زده گی ، خود کش و بیگانه پرور بودن ، به همبستگی تاجیکان
ارزش واقعی قایل نشدن ، ایدئولوژی را ، حزب را ، گروه خاص
خود را برتر از قوم و مردم دانستن ، بی
توجهی ها و دور اندیشی نداشتن ها و غیره اشتباهات و غفلت های در
گذشته اتفاق افتادند و ضربات بسیار کشنده را بر پیکر ملیت
تاجیک کوبیدند.
امروز تاجیک
های که میخواهند مردم خود را متحد سازند و از تاجیکان یک
ملیت نیرومند و با تاثیر سازند ، باید خط کشی های نا عاقبت اندیشانه
ای سابق را از یاد برند ، از ایدئولوژی زده گی
و حزب زده گی های بی
حاصل گذشته دوری جویند ، منافع مردم شریف و مظلوم تاجیک
را برتر از همه مسایل شخصی و گروهی خویش بدانند و تاجیکهای
آزادی خواه با دوری جستن از عناصر جنایتکار که تعداد شان بسیار
اندک است ، صفوف خویش را فشرده سازند و برای نجات و
بهروزی تاجیکان متحدانه مبارزه نمایند .
برای
نسل امروز و جوانان تاجیک که در خیانت ها و جنایت ها و اشتباه
ها و سهل انگاری ها و عاقبت نا اندیشی های سی و چند
سال گذشته دست و دخالتی نداشته اند ، بسیار مهم است که نگاه به امروز
و آینده داشته باشند و از تجربه های منفی و مثبت گذشته به مثابه
درس های برای امروز و آینده بهره گیرند ، اما به هیچصورت
حاضر نشوند که دشمنی های گروهی
و تنظیمی و حزبی
گذشتگان و کشمکش ها و اختلافات شان دامن مبارزات سرنوشت ساز امروز تاجیکان
را بگیرد. تاجیک هاییکه میخواهند مشکلات و
اختلافات و برخورد های دشمنانه ی
سالهای پیش را که در میان دسته های تحت رهبری
بزرگان تاجیک -- بدبختانه -- وجود داشت
، بزرگ تر و گسترده تر سازند و امروز و فردای تاجیکان را هم در
زیر سیاهی آن بپوشانند و مانع نزدیکی ، همدلی
، همراهی و اتحاد همگانی تاجیکان گردند ، جفای بسیار
بزرگ و نابخشودنی را در حق مردم ستمدیده ی تاجیک روا می
دارند . برخورد انتقادی با گذشته و آموختن از آن یک چیز است ،
اما گذشته را زنجیری ساختن و بر دست و پای خود بستن و مانع هر
نوع حرکت و پیشرفت سالم در راستای اتحاد تاجیکان شدن چیز
دیگر می باشد.
در نگاه ما ،
شهید عبدالمجید کلکانی ، شهید مولانا بحرالدین باعث
و شهید احمد شاه مسعود ، بزرگمردان آزادی خواه و میهن دوست بودند . ما هر یک از آن سه قهرمان بزرگ را به
حیث دلیر ترین و پاکباز
ترین فرزندان مردم تاجیک و فرزندان تمامی مردم مظلوم میهن
خویش می شناسیم و از
افکار و تجارب و دستآورد های مبارزاتی شان می آموزیم .
این بود
پاسخ کوتاهی که با شتاب نوشتم . امید دارم که برای شما رضایت
بخش باشد . بدون شک در این پاسخم نیز ناروشنی هایی
وجود خواهند داشت . ما میتوانیم این صحبت را پی گیریم
. چشم در راه پیام شما می
باشم. با سپاس و سلام . دریادلی
.